priss
معنی فارسی
آدم پر ادا و اطوار، آدم مته به خشخاش گذار،
آدم دير خشنود
معنی کامل و مثالها
/pris/n., vi.
● (عامیانه) آدم پر ادا و اطوار، آدم مته به خشخاش گذار، آدم دیر خشنود
● مته به خشخاش گذاشتن، ادا و اطوار درآوردن
آدم پر ادا و اطوار، آدم مته به خشخاش گذار،
آدم دير خشنود
/pris/n., vi.
● (عامیانه) آدم پر ادا و اطوار، آدم مته به خشخاش گذار، آدم دیر خشنود
● مته به خشخاش گذاشتن، ادا و اطوار درآوردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن