privileges and immunities معنی فارسی امتيازات مصونيتها واژههای دیگر با معنی «امتيازات» diplomatic privileges امتيازات سياسي، امتيازات ديپلماتيک scoreboard تابلوي امتيازات count palatine قلمرو خود امتيازات شاهانه داشت، قلمرو preferentialism اصول دادن امتيازات به برخي کشورها نسبت به، حقوق گمرکي کالاي انها apanage امتيازات و اموالي که بفرزند ارشد (شاهزاده)، اختصاص داشت، ايالت postliminy or minium حق دوباره يدست اوردن امتيازات و حقوق کشوري rehabilitate بشهرت واعتبار نخستين رساندن، داراي امتيازات نخستين کردن rehabilitative بشهرت واعتبار نخستين رساندن، داراي امتيازات نخستين کردن evil-favoured موردمساعدت، طرف توجه، داراي امتيازات regalia سيگار بزرگ رهاي سلطنتي، نشانهاوعلائم، امتيازات سلطنتي