دیکشنری فارسی

prize courts

معنی فارسی

دادگاه مامور رسيدگي به مسائل مربوط به

prize بدون راي اين دادگاه به مال

به دست آمده عنوان غنيمت جنگي اعطا

نمي شود

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن