pro (1)
معنی کامل و مثالها
/prō/adv., adj., prep., n., pl.
● موافق، هوادار، طرفدار، له (در برابر: علیه con)، مثبت
weighing the pros and cons of an issue
سبک و سنگین کردن جنبههای مثبت و منفی چیزی
the pro and con votes
رایهای له و علیه چیزی
he voted pro
او رای موافق داد.
● رای موافق، شخص موافق، دهندهی رای موافق
the pros were outnumbered two to one
موافقان در اقلیت دو بر یک قرار داشتند.