pro- (2)
معنی کامل و مثالها
/prō/
● پیشوند:
● به سوی جلو، به پیش، پیش [proclivity]
● فرا - [produce]
● موافق، همرای، هوادار، له [prolabor]
● بهجای، در عوض، از طرف، به نیابت [procathedral]
/prō/
● پیشوند:
● به سوی جلو، به پیش، پیش [proclivity]
● فرا - [produce]
● موافق، همرای، هوادار، له [prolabor]
● بهجای، در عوض، از طرف، به نیابت [procathedral]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن