proactive (1)
معنی کامل و مثالها
/prō ak´tiv/adj.
● کنشگرای، کنشگرایانه، پویشگرای، پویشگرایانه
a proactive approach to fighting drug addiction
روش کنشگرایانه در پیکار با اعتیاد به مواد مخدر
/prō ak´tiv/adj.
● کنشگرای، کنشگرایانه، پویشگرای، پویشگرایانه
a proactive approach to fighting drug addiction
روش کنشگرایانه در پیکار با اعتیاد به مواد مخدر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن