دیکشنری فارسی

proactive (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/prō ak´tiv/adj.

● کنشگرای، کنشگرایانه، پویشگرای، پویشگرایانه

a proactive approach to fighting drug addiction

روش کنشگرایانه در پیکار با اعتیاد به مواد مخدر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن