دیکشنری فارسی

proactive (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/prō ak´tiv/adj.

● (روان‌شناسی) پیش‌گستر (وابسته به رفتاری که از قدیم یاد گرفته شده است)

proactive inhibition

بازداری پیش‌گستر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن