دیکشنری فارسی

probationary period

UKprəbeiʃənriːpiəriəd

معنی فارسی

دوره آزادي مشروط دوره آزمايشي

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن