دیکشنری فارسی

processor or processer

معنی کامل و مثال‌ها

/präs´es ǝr/n.

● پردازشگر، فرایندگر، پردازنده

● رجوع شود به: central processing unit

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن