دیکشنری فارسی

proclaimer

معنی فارسی

اعلام کننده جار زن.

مترادف‌ها

noun
Promulgator.

واژه‌های دیگر با معنی «اعلام کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن