procrastinatory معنی فارسی طفره اميز مبني برمسامحه ياتعلل واژههای دیگر با معنی «طفره اميز» evasive طفره اميز، بهانه اميز، گريزنده elusive طفره اميز، اغفال کننده، گول زن elusory طفره اميز، اغفال کننده، گول زن protective حفاظي، دفاعي، جلوگير کننده