دیکشنری فارسی

procreant

معنی فارسی

وابسته به ايجاد کردن يا زادن.

وابسته به توليد مثل

معنی کامل و مثال‌ها

/prō´krē ǝnt/adj.

بار آور، پر فرزند، زایشگر

وابسته به تولید مثل

مترادف‌ها

adjective
Producing young, procreating.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن