producible
UKprədjuːsəbl
معنی فارسی
عمل آوردني فراهم کردني توليد کردني ارائه دادني قابل ارائه
عمل آوردني فراهم کردني توليد کردني ارائه دادني قابل ارائه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن