production method معنی فارسی روش توليد واژههای دیگر با معنی «روش توليد» otec روش توليد برق از آب اقيانوس production technique فن توليد، روش فني توليد reprographics تکنولوژي اي که شامل وارد زير است، فرآيندهاي توليد مجدد و نسخه برداري از، مستندات HDTV حروف اختصاري high-definition television، يک روش، مخابره و دريافت سيگنالهاي تلويزيوني است که تصاويري aliasing اثرات بصري نامطلوب تصاوير توليد شده، کامپيوتري در نتيجه استفاده از روش هاي، نادرست نمونه برداري musicom يک زبان برنامه نويسي تصنيفي که روش هايي، براي توليد تصنيف هاي موسيقي اصيل بعلاوه، موسيقي ترکيبي ارائه مي دهد physiocratic system روش اقتصادي فيزيوکراتها، عقيده به اينکه تنها زمين عامل توليد است