production time معنی فارسی زمان توليد زمان ساخت واژههای دیگر با معنی «زمان توليد» incubation time زمان توليد و تکثير ميکربها در بدن، (از ورود ميکرب تا زمان ظهور علايم مرض) phantom order قرارداد توليد وسايل نظامي در زمان جنگ، قرارداد تبديل کارخانه هاي شخصي به، کارخانجات نظامي stretchout گسترش ساعات کار بدون اضافه دستمزد يا با، اضافه دستمزد کم، تمديد زمان لازم براي p-day روز تعادل توليد و مصرف نظامي، زمان تعادل مصرف