دیکشنری فارسی

professed

UKprəfest USprə'fest

معنی فارسی

اظهار شده ظاهر ظاهري مقر

معنی کامل و مثال‌ها

/prō fest´, prǝ-/adj.

مقر، اقرار کرده، معترف، خستو، سوگند خورده

a professed Christian

کسی که مسیحیت خود را اعلام کرده است

وانمودین، تظاهری، دروغی

he was betrayed by his professed friends

دوستان دروغین به او خیانت کردند.

(کشیش) سوگند خورده (و در مراسم آغاز خدمت شرکت کرده)

مدعی، خود گفته، داوخواه

a professed mathematician

کسی که بنابه قول خود ریاضی‌دان است

تعریف انگلیسی

adjective
  1. professing to be qualified “a professed philosopher”
  2. claimed with intent to deceive “his professed intentions”
  3. openly declared as such “an avowed enemy” “her professed love of everything about that country” “McKinley was assassinated by a professed anarchist”

واژه‌های دیگر با معنی «اظهار شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن