profound interest معنی فارسی دلبستگي زياد ميل مفرط واژههای دیگر با معنی «دلبستگي زياد» rubrician کسي که دلبستگي زياد بدستورهاي (قرمز نشان)، کتاب نماز دارد religionism غيرت مذهبي، دلبستگي زياد به دينداري fixation تعيين، تثبيت، استواري