program control UKprougræmkɔntroul معنی فارسی کنترل برنامه واژههای دیگر با معنی «کنترل برنامه» control program برنامه کنترل master control program برنامه کنترل اصلي input control program برنامه کنترل ورودي job control program برنامه کنترل برنامه automatic program control کنترل برنامه بطور خودکار job control language زبان کنترل کار، زبان کنترل برنامه، جي سي ال job control statement جمله کنترل کار، جمله کنترل برنامه deffered entry ورود به يک زيربرنامه که نتيجه خروج غير، مترقبه از برنامه مي باشد که کنترل به، آن منتقل شده است main line program بخشي از يک برنامه که ترتيب اجراي ساير، واحدهاي موجود در برنامه را کنترل مي کند jcl Job Control Language، زبان کنترل کار، زبان کنترل برنامه