programmable
UKprəgræməbl
US'prəug'ræməbəl
معنی فارسی
برنامه پذير قابل برنامه نويسي قابل برنامه ريزي
برنامه پذير قابل برنامه نويسي قابل برنامه ريزي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن