دیکشنری فارسی

projective

UKprədʒektiv USprə'dʒektıv

معنی فارسی

تصويري طرح شده

معنی کامل و مثال‌ها

/prō jek´tiv, prǝ-/adj.

● وابسته به پیش افکنی یا پیشتابی

● (روان‌شناسی) وابسته به فرافکنی، فرافکن

projective tests

آزمون‌های فرافکن

واژه‌های دیگر با معنی «تصويري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن