دیکشنری فارسی

proliferous

UKprəlifərəs

معنی فارسی

قابل تکثير زيادشونده غنچه دهنده پهن شونده قابل توسعه

معنی کامل و مثال‌ها

/prō lif´ǝr ǝs, prǝ-/adj.

(گیاه شناسی) فزون یاب، فزون شونده، تکثیر شونده

(گیاه شناسی) دارای جوانه‌های برگ مانند در میوه یا گل

(جانورشناسی - به ویژه مرجان) تولید مثل کننده از طریق جوانه زنی

واژه‌های دیگر با معنی «قابل تکثير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن