دیکشنری فارسی

proof _

معنی کامل و مثال‌ها

/prōōf/

● پسوند: ضد، پاد، مقاوم

a bullet-proof vest

جلیقه‌ی ضد گلوله

waterproof

ضد آب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن