proof sheet معنی فارسی نمونه غلط گيري مترادفها noun Proof. واژههای دیگر با معنی «نمونه غلط گيري» first proof (نخستين) نمونه براي غلط گيري proofroom اطاق غلط گيري نمونه هايي چاپي مطبعه . foundry proof (چاپخانه)، نمونه غلط گيري شده براي تهيه کليشه يا، گراور. proofread تصحيح کردن، غلط گيري کردن، نمونه خواني کردن