دیکشنری فارسی

propagandism

معنی فارسی

(اصالت) تبليغ

معنی کامل و مثال‌ها

/präp´ǝ gan´diz´ǝm/n.

● کاربرد تبلیغات (برای رسیدن به مقصود)، فرداد گرایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن