proselyte
UKprɔsəlait
معنی فارسی
(مردم را) به دين ديگر بردن
معنی کامل و مثالها
/präs´ǝ līt´/n., vt., vi.
● نوآیین، نوکیش، جدید الاسلام، نومسیحی (و غیره)
● به کیش خود درآوردن، (برای به مذهب خود درآوردن) کوشیدن
● (به امید پاداش) کسی را به کار یا گروهی جلب کردن، گروش انگیزی کردن
مترادفها
noun
Convert, catechumen, neophyte.