prosiliency معنی فارسی برجستگي پيدايي واژههای دیگر با معنی «برجستگي» notbility برجستگي، اهميت، شهرت prominency برجستگي، امتياز، اهميت prominence برجستگي، امتياز، برجستگي remerkableness برجستگي، قابل ملاحظه بودن notability برجستگي، اهميت، شهرت. salience برجستگي، پيش امدگي illustriousness برجستگي، شهرت illustrousness برجستگي، شهرت alto relievo برجستگي زياد، برجسته بلند high relief برجستگي زياد، برجسته بلند