دیکشنری فارسی

prosody

UKprɔsədiː US'prɔsədı

معنی فارسی

عروض ، دانش سنگيني و سبکي هجاها ،

تلفظ واژه هامطابق وزن

معنی کامل و مثال‌ها

/präs´ǝ dē/n., pl.

● شعر نگاری، عروض

● سبک شاعرانه

Milton's prosody

سبک شاعرانه‌ی میلتون

● (زبان شناسی) عنصر هموندی، ویژگی‌های زبر زنجیری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the patterns of stress and intonation in a language
  2. the study of poetic meter and the art of versification
  3. (prosody) a system of versification

واژه‌های دیگر با معنی «عروض»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن