prostomium
معنی فارسی
قسمت جلو سر نرم تنان وحلزونها.
معنی کامل و مثالها
/prō stō´mē ǝm/n., pl.
● (در برخی کرمها) پیشدهان
قسمت جلو سر نرم تنان وحلزونها.
/prō stō´mē ǝm/n., pl.
● (در برخی کرمها) پیشدهان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن