دیکشنری فارسی

protean (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/prōt´ē ǝn/adj.

● (P بزرگ) وابسته به یا همانند پروتیوس (Proteus)

● متلون، ملون، دمدمی، بی‌ثبات، هردمبیل، متغیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن