protensive معنی فارسی مدت دار دراز واژههای دیگر با معنی «مدت دار» time loan وام مدت دار، گاه وام. term loan وام مدت دار time bill سفته مدت دار، برنامه حرکت قطار. draft at tenor برات مدت دار time money وام مدت دار. time draft برات مدت دار. time deposits سپرده هاي مدت دار time note سند يا قبض مدت دار. time deposit سپرده بانکي مدت دار. deferred payment پرداخت معوق، پرداخت مدت دار، پرداخت آتي