دیکشنری فارسی

proto-

معنی فارسی

پيشونديست به معني ((اولين)) ((اول)) که بکلمات ديگر

ميچسبد.

معنی کامل و مثال‌ها

/prōt´ō, -ǝ/

● پیشوند:

● آغازی، اولیه، نخستی، پیشین [protoplast]

● نخست، ارشد، والا [protonotary]

● (شیمی) دارای کمترین مقدار از یک عنصر یا بنیان [protoxide]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن