دیکشنری فارسی

protomartyr

معنی فارسی

نخستين شهيد سر سلسله شهدا

معنی کامل و مثال‌ها

/prōt´ō märt´ǝr/n.

اولین شهید (در راه چیز بخصوص)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن