دیکشنری فارسی

protopathic

معنی فارسی

دردرسان

معنی کامل و مثال‌ها

/prōt´ō path´ik/adj.

● (اعصاب) دردرسان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن