protrusility معنی فارسی جلو امدگي. واژههای دیگر با معنی «جلو امدگي.» tappet جلو امدگي يا اهرمي که بوسيله چيز ديگري، بحرکت ايد. jog اهسته دويدن، جلو امدگي يا عقب رفتگي، باريکه jut پيش رفتن، پيشرفتگي داشتن، جلو رفتن (بيشتر با out يا مانندان بکارميرود) stick out اصرار کردن، پيش امدگي داشتن، جلو امدن