proved by reasoning معنی فارسی مستدل واژههای دیگر با معنی «مستدل» sounding in damages دعوي خسارت مستدل، دعوي خسارت صحيح و محکم reasonableness check بررسي معقول بودن، بررسي و کنترل معقولانه و مستدل adductive استدلالي، مدلل، استشهادي