psychochemical
معنی فارسی
روانگردان
وابسته به داروهاي روان گردان
معنی کامل و مثالها
/-kem´i kǝl/n., adj.
● (دارو و غیره) روانگردان
● وابسته به داروهای روان گردان
روانگردان
وابسته به داروهاي روان گردان
/-kem´i kǝl/n., adj.
● (دارو و غیره) روانگردان
● وابسته به داروهای روان گردان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن