دیکشنری فارسی

pterodactyl

معنی فارسی

(ديرين شناسي)

راسته اي از سوسماران بالدار عهد ژوراسيک

سفلي تا عهد مسوزوئيک.

معنی کامل و مثال‌ها

/ter´ō dak´tǝl/n.

● (دیرین شناسی) پتروداکتیل (از راسته‌ی Pterosauria که از خزندگان پرواز کننده بودند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Greek words pteron meaning 'wing' and daktulos meaning 'finger'.

مثال

  • Pterodactyls were among the largest flying creatures of their time.
  • The fossil of a pterodactyl was discovered in the limestone quarry.
  • Pterodactyls had a wingspan of up to 30 feet.

تعریف انگلیسی

noun
  1. extinct flying reptile

واژه‌های دیگر با معنی «(ديرين شناسي)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن