publishment معنی فارسی انتشار طبع ونشر اشاعه اعلان مطبوع واژههای دیگر با معنی «انتشار» publication انتشار، طبع و نشر، اشاعه progation انتشار، تزويج، توسعه dissemination انتشار، اشاعه، بخش money creation انتشار پول، ايجاد پول wave propagation انتشار موج، حرکت موج light emission انتشار نور sound propagation انتشار صوت thought broadcasting انتشار فکر publishable قابل انتشار، انتشارپذير، منتشر کردني antenna pattern انتشار آنتن، طرح انتشار امواج آنتن