دیکشنری فارسی

pulverulent

معنی فارسی

خردشو از هم پاشنده گرد دار خاکي

معنی کامل و مثال‌ها

/pul ver´yōō lǝnt/adj.

● پوشیده از گرد، گرد پوش

● دارای گرد

● تبدیل شونده به خاک یا خاکستر، گرد شونده

مترادف‌ها

adjective
Dusty, powdery.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن