punched hole معنی فارسی سوراخ منگنه واژههای دیگر با معنی «سوراخ منگنه» perforate سوراخ کردن، سفتن، منگنه کردن punched مهرزدن، منگنه بر، سر سکه punches مهرزدن، منگنه بر، سر سکه puncheon شمع، شمعک، ديرک twelve punch سوراخ سطر دوازدهم، منگنه سطر دوازدهم imperforate بي سوراخ، بي روزنه، منگنه نشده perforator سوراخ کن، منگنه، بليط سوراخ کن