دیکشنری فارسی

punk (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/puŋk/n., adj.

● (در اصل) جنده، روسپی

● (خودمانی) کونی، کونده

● (خودمانی) آدم بی سر و پا، مردکه، زنکه، لات، الواط، رذل، سالوس

● (خودمانی) جوان بی تجربه و گستاخ، پررو

● رجوع شود به: punk rock

● (سبک لباس پوشیدن و سلمانی و آرایش عجیب و غریب) پانک

● (امریکا - خودمانی) بنجل، بدرد نخور، قناس، فکسنی

● وابسته به موسیقی پانک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن