دیکشنری فارسی

pup

UKpjuːpə USpʌp

معنی فارسی

توله سگ سگ توله

معنی کامل و مثال‌ها

/pup/n., vi.

سگ توله، توله سگ (puppy هم می‌گویند)

(گرگ و روباه و غیره) توله، بچه

بچه نهنگ، بچه سیل (seal)

توله زاییدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. young of any of various canines such as a dog or wolf
  2. an inexperienced young person “the dog whelped” “Verb Frames:” “Something ----s”

مترادف‌ها

noun
1. Puppy, whelp, young dog.
2. Young seal.

واژه‌های دیگر با معنی «توله سگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن