دیکشنری فارسی

pupil (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/pyōō´pǝl/n.

● شاگرد، آموزنده، دانش آموز

one of Sa'di's pupils

یکی از شاگردان سعدی

this class has thirty pupils

این کلاس سی دانش‌آموز دارد.

● (حقوق) مولی علیه، صغیر دارای قیم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن