purlieu
معنی فارسی
زميني که وقتي جزو جنگل بوده و هنوزمشمول
قانون جنگل ها ميباشد
معنی کامل و مثالها
/pu_rl´yōō´/n.
● (در اصل) بخش دور افتادهی جنگل (که از مقررات جنگلبانی معاف و به مالکان خصوصی عودت داده شده بود)
● پاتوق، میعادگاه، محل تردد
● (جمع) بخش دور افتاده، بخش خارج از شهر، حومه
● (جمع) حدود و ثغور، محدودهها، حول و حوش، حوالی
تعریف انگلیسی
noun
- an outer adjacent area of any place