purpose (JF) معنی فارسی منظور واژههای دیگر با معنی «منظور» purposeless بي منظور، بي مقصد، بيخود therefor براي آن (منظور) clearance sale فروش به منظور تصفيه، حراج anabasis لشگرکشي نافرجام کورش صغير به منظور، سرنگونسازي اردشير دوم و بازگشت ده هزار، يوناني طرفدار او به يونان author language زبان برنامه نويسي که به منظور طراحي، برنامه هاي آموزشي براي سيستم CAI يا، فرمان توسط کامپيوتر استفاده مي شود expansion card کارتي که به منظور نصب تراشه يا مدار، اضافي به يک سيستم افزوده مي شود تا اين، که قابليت سيستم توسعه يابد casualty attack تک غافلگيري که به منظور توليد تلفات، انجام مي شود، تک غافلگيري ش م ر halving adjustment تنظيم نيم حبابها به منظور تراز کردن، دستگاههاي اندازه گير cadastral surveys عمليات نقشه برداري به منظور تفکيک و، تعيين حدود اراضي bridgeware برنامه هاي کامپيوتري به منظور ترجمه، دستورالعملها