دیکشنری فارسی

purse strings

معنی کامل و مثال‌ها

● ریسمان سر کیسه، بند همیان، نیفه‌ی انبان

* hold the purse strings

سرکیسه‌ی پول را در دست داشتن، اختیار پول را داشتن

* tighten (or loosen) the purse strings

سر کیسه‌ی پول را سفت کردن (یا شل کردن)، در خرج امساک کردن (یا گشاده دستی کردن)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن