دیکشنری فارسی

pursy (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/pu_r´sē/adj.

● چاق، فربه، ثمین

● دچار تنگی نفس (در اثر چاقی)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن