pursy (2)
معنی کامل و مثالها
/pu_r´sē/adj.
● (مثل دهانهی کیسهی ریسمان دار) چروکیده، همکشیده، جمع شده
● نوکیسه، مغرور به دارایی خود
/pu_r´sē/adj.
● (مثل دهانهی کیسهی ریسمان دار) چروکیده، همکشیده، جمع شده
● نوکیسه، مغرور به دارایی خود
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن