دیکشنری فارسی

pushaway

معنی فارسی

غلطاندن گوي بولينگ از جلو بدن

حرکت پارو با دورشدن تيغه از قايق

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن