دیکشنری فارسی

pussy

UKpusiː US'pu:sı

معنی فارسی

پيشي ، گربه ، چيز نرم و پرمو مانند ،

(کل) بيد مشک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. obscene terms for female genitals
  2. informal terms referring to a domestic cat “a purulent wound”

واژه‌های دیگر با معنی «پيشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن